سيد على اكبر برقعى قمى

351

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

و مردى بليغ و مترسّل و شاعر و اديب بود و در صنعت بلاغت بر همگنان تقدّم داشت و ميان او و ابن معتز نامه‌ها و سؤالها و جوابها ردّ و بدل شد و ديوان رسائل او هزار ورق و محتوى بهترين رسائل است . و نيز از اوست : كتاب طبقات الكتّاب و كتاب الطبيخ و كتاب اسماء المجموع المنقول من الرقاع و اين كتاب حاوى موضوع‌هايى است كه از دانشمندان شنيده و يا اخبار آنان را با چشم خود ديده است و كتاب صفة النفس و كتاب رسائله الى اخوانه و محمّد بن طاهر او را به قتل رسانيد . نطنزى : منسوب است به نطنز بر وزن كمند از توابع كاشان و ازآنجاست ابو عبد اللّه حسين بن ابراهيم نطنزى اصفهانى ملقّب به ذو اللسانين ( صاحب دو زبان ) . صفدى گفت : « نطنزى از اكابر ائمّه عربيّت است و عمرش را در ياد گرفتن و ياد دادن گذرانيد و تصانيفى در ادب پرداخت و در سال 499 درگذشت » . و از نظم اوست در فضل علما بر امرا : العزّ مخصوص به العلماء * ما للانام سواهم ما شاواء ان الأكابر يحكمون على الورى * و على الأكابر يحكم العلماء و در عالمى كه در چنگ جاهل افتد گفته است : أسوأ الامة حالا رجل * عالم يقضى عليه جاهل نظّام : بر وزن شدّاد لقب كسى است كه مهره به رشته كشد و يا آن را بفروشد و آن لقب ابو اسحاق ابراهيم بن سيّار بن مانى بصرى است خواهرزادهء ابو هذيل علاف و از اكابر متكلّمان فرقهء معتزله و استاد جاحظ و معاصر با هارون الرشيد و صاحب اقوالى كه به آن متفرّد بود . از جمله : قول به طفره در تركيب جسم از اجزاى لا يتجزّى . و از جمله : منع حصول اجماع بر امرى از امور برحسب عادت چه جاى حجّت بودن آن . صاحب مفاتيح العلوم گفته كه : « معتزله شش فرقه‌اند و هركدام را امام و رئيسى باشد و نامهاى امامان ايشان چنين است : ابو الحسن بصرى و ابو هذيل علاف و ابراهيم بن سيّار ملقّب به نظّام و معمر بن عباد سلمى و بشر بن معمر و عمرو ابن بحر ملقّب به جاحظ » . و اقوال نظّام در كتب كلاميّه مسطور است و در كتاب حسنيّه ( كه به شيخ ابو الفتوح رازى نسبت دهند ) بخشى از اقوال و عقايد او را ذكر كرده است . گويند : « ابو نواس در اين شعر به نظّام طعن زده است : قل للذى يدعى فى العلم فلسفة * حفظت شيئا و غابت عنك اشياء » . و او را نظّام ازاين‌جهت گفتند كه در بازار بصره مهره به رشته كشيد و آن را فروخت . و نيز نظّام لقب حسن بن محمّد بن حسين نيشابورى است معروف به نظّام اعرج ، وى در قم ( كه عشيرهء او در آن شهر بودند ) از مادر زاد و در نيشابور زيست و به نيشابورى شهره گشت . وى از اعلام اديبان و مفسّران قرن نهم است و صاحب تفسير كبير مشهور و شارح كتاب الشافية معروف به شرح نظّام و شارح كتاب التذكرهء خواجه نصير الدّين و رساله‌اى در علم حساب و كتابى در اوقاف قرآن و كتاب لب التأويل به سبك كتاب تأويلات مولى عبد الرزاق كاشانى . نظامى : با كسر نون و تخفيف تخلّص نظام الدّين الياس بن يوسف گنجوى است و در گنجوى گذشت و با قيد نظامى عروضى لقب نجم الدّين ابو الحسن احمد بن محمّد سمرقندى است و در عروضى گذشت .